شکار لحظه ها

اشتباه شاید همین بود...همین خواستن

عمری را صرف مروارید شدن کردم

                                            و تو کنار دریا

                                                          صدف خالی جمع میکنی...(احسان پرسا)

 

پ.ن:از سبک این نوع جمله ها خوشم میاد....

پ.ن2:فعلا بیکار هستیم و واسه خودمون میگردیم.....(هیچ نوع هیجانی فعلا در دسترس نمی باشد .....واقعا بعضی اوقات حسودیم میشه به این بچه اروپایی ها....اه...)

پ.ن3:از همین جا واسه مردم بحرین دعا می کنم که زودتر به پیروزی برسن!

پ.ن4:هرچی خاک قبر کوروش کبیر عمر شما باشه..... اقا کی میاییی.......!؟!؟!

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط انشرلی نظرات ()

دیگرتورا ارزو نخواهم کرد

هیچ وقت...

تورا از ان لحظه میخواهم که خودت بیایی با دل خودت

                                                                                 نه با ارزوی من!!!

 

پ.ن: این چند وقتی سرم شلوغ بود امتحان داشتم البته هنوزم دارم ...ببخشید اگه نتونستم بهتون بسرم

پ.ن2: وای چقدر این فیلم پسران فراتر از گل قشنگه ...خیلی خیلی قشنگه...البته از اون اونجایی که من از دنیا عقبم و این فیلمه رو از خیلی وقت پیش تبلیغشو دیده بودمو و شنیده بودم ....

پ.ن3:وای که چقدر بعضی از ادما بی خیالن تو زندگیشون یعنی از بس بی خیالن  دیگه غیر قابل تحمل میشن( یعنی خدا اگه شوهر اینده ام بی خیال باشه یا من سکته می کنم یا قبل از اینکه سکته کنم اونو میکشمش)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۸ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط انشرلی نظرات ()

در زمان های بسیار قدیم زن و مرد پینه دوزی  به هنگام کار بوسه را کشف کردند!

مرد دست هایش به کار بود و تکه نخی را به دندان کند و به زنش گفت بیا و این نخ را از روی لب من بردار و زن  دست هایش به سوزن و وصله بود!امد که نخ را از لب های مرد بردارد  با خود گفت چه کنم؟ ناچار با لب برداشت

شیرین بود

                     ادامه دادند....!

 

پ.ن) دوسال گذشت.....

پ.ن2) یه جنگل ستاره داره...جان جان....

پ.ن3) امتحانام تازه شروع شده خوش بحال بچه مدرسی ها ..... الان امتحاناشو تموم شده

پ.ن4) فیلم ساختمان پزشکان خوبه ها..... دیگه انتقاد میکنند در حد لالیگا...(بچه های بالا دعواشون شده)

پ.ن5) دلمان برای شما دوست خوبام...خوب دوستام تنگ شده بود....

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٢ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط انشرلی نظرات ()

بیا تو پائیز تردید دفتر یقین رو باز کن.....

پ.ن:فعلا همه چی خوبه ...زندگی خوبه....من خوبم....هوا خوبه...زمین خوبه....

پ.ن1:جاتون خالی با بروبچ دانشگاه مشهد بودیم.....خوش بگذشت برما....

پ.ن2:دشمنم را باپایم له میکنم...با دندان هایم پوستش را می جوم...با دهانم خونش را می مکم...و برای همیشه مرا بردگی خواهد کرد....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٦ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط انشرلی نظرات ()

اشتباه شاید همین بود.....همین خواستن

 

پ.ن1:فک کنم تو این 18 سال و 6ماه و 14 روز زندگی عیدی به اینعجیب  غریبی  رو ندیده بودم(چی فکر می کردیم چی شد)

پ.ن2: مثلا قدیما اسم (پایتخت) رو برای کشور هایی که پادشاهی اداره می شدن به کار می بردن و بقیه کشور هایی که پادشاهی اداره نمی شدن رو اسم(مرکز)رو به کار می بردن  حالا امسال اسم "پایتخت" رو روی تهرا گذاشتن( مثل اینکه بچه های بالا هم خودشون همچین بدشون نیومده)

پ.ن3: میخام تغییرات جدیدی توی زندگیم به وجود بیارم.....استفاده کامل از جوانی!!!!

پ.ن4:دانشگاه هم اومدیم این "عرررربی "دست از سر ما بر نداشت(5شنبه امتحان دارم)

پ.ن5:مزیت ان عید واسه من که خیلی اعتماد به نفسم بالا رفته

.ن6:امسال که 13 بدر هوا بارووووونی بود(چیست این باران که دلخواه منست...)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٤ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط انشرلی نظرات ()


Design By : Pichak